السيد الخميني
297
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )
همهء ملت ، همهء ملت جزو شما . مگر ما به اين ملت يك پولى دادهايم كه با ما دوستند ؟ مگر ما به اين ملت يك رشوهاى دادهايم كه با ما رفيقند ، ما را مىخواهند ؟ اينها فهميدهاند ، اعتقاد به اين معنا پيدا كردهاند ، كه اين آقايان ، اين مراجع بزرگ اسلام ، اين طلبهء خمينى ، اينها مىخواهند مردم را ؛ دوست دارند مردم را ؛ صلاح حال ملت را مىخواهند ؛ صلاح حال مملكت را مىخواهند ؛ اين اعتقاد در قلب مردم است ؛ انسان هم تابع احساسات قلبش هست ؛ همه تبعيت مىكنند . نصيحت مرا گوش كنيد شما بياييد نصيحت مرا گوش كنيد ؛ همان طورى كه من به اين اشخاصى كه مىآمدند گفتم اين مطلب را - كراراً - كه آقا ! تا حالا ديديد شما كه با زجر ، با كتك ، با حبس ، با شكنجه ، با تبعيد ، با اهانت ، با همهء اين امور ، بُردى نكرديد ؛ ديديد كه ملت عصبانى مىشود ؛ نمىشود يك ملت را تا آخر زير چكمه نگه داشت ؛ اين را ديديد ؛ بياييد يك قدرى تغيير بدهيد ؛ تجربه بكنيد . آخر شما اشخاصى هستيد كه ادعاى عقل مىكنيد ، تجربه كنيد ، آخر يك دفعه هم آن ورق را پيش بياوريد ؛ تلطف كنيد به مردم ؛ تواضع كنيد به مردم . آقا دولت مال مردم است ؛ بودجهء مملكت از جيب مردم است ؛ شما نوكر مردم هستيد ؛ دولتها خدمتگزار مردمند . هى لفظاً نگوييد من خدمتگزار ، و عملًا تو سر مردم بزنيد و اين اربابهاى بيچارهتان را پايمال كنيد . خوب ، شما از بودجهء اين مملكت داريد ارتزاق مىكنيد ؛ داريد زندگى مرفه مىكنيد ؛ خوب ، زندگى مرفه شما پيشكشتان ؛ داريد زندگى مىكنيد هر چه هم دلتان مىخواهد ، هر جورى هم دلتان مىخواهد زندگى مىكنيد . ما اصلًا نمىتوانيم تعقل كنيم زندگى اينها را ؛ شما خيال مىكنيد مىتوانيد بفهميد اينها چه جورى زندگى مىكنند ؟ اصلًا تعقل نمىتوانيم ما بكنيم ، ما در ذهنمان وارد نشده اين مطلب كه يك طياره از اينجا برود به هلند و گل بياورد براى يك مهمانى ، سيصد هزار تومان كرايهء طياره باشد ، اينها چيزهايى است كه من شنيدهام . من كه خودم طياره چى نبودم كه ببينم . اينها چيزهايى است كه معروف است و گفته مىشود . ما تعقل